أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
183
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ « 1 » مانند گلزار صفا يك روضهء روح افزا گرديده و اندرون آن حظيره به عالم ديگر تحوّل و تبدّل كرد . نار نمرود شد بهار خليل آتش نمرودى به هواى خوب منقلب گرديد . قوّهء احراقيّهء آن محو و لهيب آن ابقا فرموده شد . در آنت حظيرهء دوزخ نظيره ماء لذيذ ايزدى منفجر و جهات اربعهء آن به انواع رياحين و اقسام ازهار رنگين مزيّن گشت . فرشتهاى نيز به شكل و شمايل حضرت ابراهيم آفريده شده شروع به مصاحبت و منادمت با آن حضرت نمود . حكمت تا زمان حضرت ابراهيم هيچ مخلوقى با سوختن در آتش امتحان كرده نشده بود . سؤال : آيا چه حكمتى بوده است مانند حضرت ابراهيم پيغمبرى كه به خلعت خلّت مفتخر بود به القاى آتش امتحان گرديد ؟ جواب : توانيم گفت كه حضرت ابراهيم از آتش جحيم خوف و خشيت بسيار داشت ، اين براى آن بود كه حضرت خليل بداند مادام كه اذن و رخصت از حضرت احديّت نشود آتش سوزان فردى را مضرّت نتواند رسانيد « 2 » . چهل روز بعد از اين وقعه نمرود عنود از روزنه قصر خود ديد آتشى كه مدت مديد به اشتعال آن اشتغال داشتند به وردهاى رنگين آراسته و به انواع گل و نسرين پيراسته است و حضرت خليل قميصى را كه از بهشت آوردهشده بود پوشيده و در آن باغ دلكش در كنار آب روان نشسته و با شخصى كه مشابه خود اوست صحبت و اظهار محبّت مىنمايد . نمرود از مشاهدهء اين حال متحيّر و بى خود شده گفت : اى ابراهيم اگر مكانى كه متمكّن هستى مانند آن است كه به نظر من مىآيد من تصديق مىكنم كه خداى تو يك خداوند با قدرت و صاحب بزرگى و عظمت است . آيا مىتوانى از موقعى كه هستى
--> ( 1 ) . انبيا / 69 . ( 2 ) . بدايع الزّهور . م .